سکوت سرد
تشنه بر سکوی شکسته،
چشم دوخته ام بر سراب زندگی
ماتمکده ی درون را من ...
سرمست دارم بر ندای زندگی
این بادی مهر را سکوت سرد چه جایز!
افتادگی ها و شایستگی ها است رموز
90/8/29 ساعت 10 شب
ششمین جشنواره بین المللی تاتر خیابانی بازهم در بهشت گمشده ام مریوان
دو گرگ اندرون هر مرد

اندرون هر مردی دو گرگ وجود دارد یکی گرگ عشق و دیگری گرگ تنفر، حالا سئوال اینه کدوم یکی می تونه برنده باشه؟
-
-
-
جواب می تونه این باشه به هر کدوم بیشتر غذا بدی برنده است
و نگاه شما؟
در وادی مهربانی
گفتا :
نه اندوه می ماند ،
نه هیچ یک از مردم این آبادی ،
به حباب نگران لب یک رود قسم!
غصه ها هم خواهد رفت!
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ....
گفتم :
در وادی مهربانی ، غم ها پنهان اند.
دگر مرا غمی نیست ، مهربانان حیرانند!
شور دل کز بیکران غوغا دارد،
نامیمون است این وادی!
زیرا بس ویران است
هشتمین دوره مسابقات مهارت معلمی سراسر کشور - گرگان تیرماه 90



کوچکترین محبت ها از ضعیف ترین حافظه ها پاک نمی شوند.
مدت مدیدی بود بدلیل حجم کاری ،آزمونهای سراسری و پایان ترم دانشگاهیم ، کمبود وقت و کسالت و بیماری نتوانسته بودم وبلاگهایم را به روز نگه دارم این مهم از طرف دوستان مورد گله ی مهر آمیز قرار گرفت ، همان بزرگوارانی که همیشه مشوق و یار باوفای روزهای شیرین و تلخم بوده اند . چه همدردی ها و بیان شفا بخش روزها دوران کسالت وبیماری دیسکم و چه روزهای نشاطانگیز و پر نوای زندگی .
دگر بار اینهمه لطف را از زاویه ی شکر و سپاس از خالق هستی و نهایت احترام وادبم به همت والای دوستان ابراز می دارم و برای همگان آرزوی عمر بابرکت و تجلی روزهای بالندگی و موفقیت آمیز دارم .
بله این روزها یعنی سیزدهم تیرماه 90 هشتمین دوره مسابقات مهارت معلمی دانشجویان سراسر کشور در استان همیشه سبز گلستان برگزار شد .
چند ماه قبل با ارائه ی کار عملی و کار تدریس حضوری در قالب تصویر در مرحله ی نخست استان شرکت کردم و بحمد خدا و نگاه انتظار اساتید به مرحله ی کشور راه یافتم این اتفاق به همراه تیمی از دانشجویان شهید مدرس( آقایان علی قادری ، زاهد کمانگر ، محمد میرزایی و خانم بدیعه کرمی و همسر بزرگوارشان جناب آقای جمال حمیدی و دختر نازشان دلوفان (مهربان) و تیم بنت الهدی خانم ها ( سارا میمنت آبادی و سمیه نصری صاحب) و همراهی دو تن از اساتید گرامی (آقایان قادرمرزی و آئینی ) و همکار زحمت کش جناب آقای عزیزی صورت گرفت . آشنایی در طول سفر و همنوایی و همدلی با سایر دانشجویان استان های دگر نقطه عطف پرمایه ی این سفر بود.این همراهی و همدلی در نقطه اشتراکات فکری و بعضا تناقضی منجر به شناخت و ایجاد بینش بیشتر می شد و با تبادل کردن نام وشماره تماس به فرصت های دگر واگذار می گردید .
طولانی بودن مدت زمان راه و همچنین تناقض منابع با عناوین ابلاغی مرکز ، فرصتی را بوجود آورد تا از دست مایه ی خود بنحو مطلوب بهره جویم .
روزهای مقدمات آزمون ها در قسمت ارزشیابی و سنجش ، طراحی آموزشی و ساخت رسانه هرکدام جو و فضای خاصی را در وجود خود خلق می کرد . در میان انها روز ساخت رسانه در سالن و کارگاه آموزشی ، همجوار بودن باسایر دانشجویان که هرکدام سعی در به رخ کشیدن ایده های ناب خود را بنحو مطلوب در برداشت ، برایم بسیار لذتبخش و هیجان انگیز بود .هر چند در کل از لحاظ نظارت ضعیف عمل شد اما در خصوص اجرای مراحل در زمان محدود و حضور بیش از 400 نفر در 14 رشته ، بحق تلاش میزبان را قابل تقدیر و ستایش می نمود. و جا دارد نهایت قدردانی خود را تقدیم آن عزیزان نمائیم .
در لابلای اجرای این دوره از مسابقات مهارت معلمی ( هشتمین دوره مسابقات مهارت معلمی داشجویان سراسر کشور ) بازدید از اماکن تفریحی ، مناظر و طبیعت با صفای شمال خود ذوق و اشتیاق قابل توجهی در همنوایی طبیعت با تلاش بچه ها داشت .هرچند گرما و شرجی بودن آب وهوا آزار دهنده بود اما بحق تجلیگاه مناظر مخملین ، روح و ذوق اندرون را جلا و صیقل می بخشید .
بازدید از بندر ترکمن ،آبشار در آبشار علی آباد کتول ، جنگل ها و موزه های تاریخی برایم لحظات شادی خلق نمود و در نهایت با اعلام نتایج آزمون ها و راه یافتنم در رشته ی مشاوره به بخش پایانی مسابقات یعنی فرصت اجرای تدریس عملی ، نویدبخش ارتباط با مخاطبین 14 ساله ی (6 نفره از دختران دبیرستانی به نام های ( فاطمه گرگی ، مژگان خانی ، فاطمه زهرا محمدی ، رویا محمدی ، افسانه عسکری نیا و زهرا داوطلب ) ، که تحت عنوان همکلاس های جدید برایم گوشه ای از خاطرات بیادماندنی خواهد بود و همنوایی وهمراهی این عزیزان را ارج می نهم و برایشان موفقیت های روزافزون آرزومندم . زمانی که در کمترین زمان وفرصت ،ارتباط همدلانه برقرار شد و مسیر تدریس متناسب با طراحی آموزشی و بهرگیری از رسانه هماهنگ به اجرا در آمد ، ارزشمندی کار دانش آموزان در همراهی پایاپی را صدچندان برایم به اثبات رسانید .
سرانجام نتایج اعلام و بشکرانه ی الطاف خالق هستی و همراهی و تشویق تیم همراهان استان و استانهای همجوار بویژه برادر بزرگوار جناب آقای حاج حبیب افشارزاده از کرمانشاه به نتیجه ی دلخواه ( رتبه ی نخست در تدریس حضوری و رتبه ی اول در ساخت رسانه در رشته ی مشاوره منتهی شد . این موفقیت را مدیون اساتید ارجمندم در مرکز تربیت معلم شهید مدرس ، خانواده ی گرانقدرم و تیم همراهی و تلاش مظاعف سرپرستان تیم اساتید (آقایان قادرمرزی و آئینی ) می دانم و از همین دریچه نهایت قدردانی خود را ابراز می دارم .باشد که همیشه قدرشناسی سرلوحه ی گامهای مفید و مثبت در زندگی حقیقی امان باشد .
تلنگر
بعضی و قتها برای رویش ، برای جوانه زدن و برای نفسی دیگر ازجنسی دگر یه تلنگر کافیه آدم بیدار بشه . سیر افلاک مملو از تلنگرهاست اما ناثیرش به شدت ریشتری و سطح پذیرش آن بستگی دارد و آنسوی نگاه که جهت را نشانه می رود ، جهتی که من یافتمش گرچه صعب العبوره اما چنگ زدن و رنج کشیدنهایش ، به عشق بالندگیش می ارزد . اصلا لذتش به رنجشه ، فلسفه اش افتادن و بلند شدنه که از ضربه فنی شدن و پا گرفتن و هروله به ماراتن می رساندش . احساسم با همه ی غمها یش، نفسی از جنس رها شدن است . پس گامم استوار...
نظرات ()





